

(بر گرفته از کتاب مفهوم واقعیت در هنر و سینما)
جهان سینمایی با جهان واقعی که در آن زندگی می کنیم بسیار متفاوت است.علیرغم اینکه سینما در میان سایر واسطه های هنری قابلیت بیشتری در القای احساس واقعیت به مخاطب دارد اما واقعیتی که در فیلم عرضه می شود یا به تعبیر شهید آوینی (واقعیت معروض در فیلم) با واقعیتی که در جهان خارج از فیلم وجود دارد اساسآ تفاوت دارد.واقعیت سینمایی بیش از آنکه از جهان خارج نشآت گرفته باشد ناشی از باز آفرینی واقعیت درونی فیلمساز است و نهایتآ تجلی واقعیتی است که فیلمساز از جهان خارج از وجود خویش انتزاع کرده است.
در جهان واقعی پیوستگی و وحدت میان همه ی اجزائ عالم حاکم است و این پیوستگی در زمان و مکان و فضا و وقایع وجود دارد و فیلمساز است که از این موجودیت واحد آنچه را که می خواهد جدا می کند و با ترکیب دوباره ی آنها واقعیتی دیگر را خلق می کند.تفاوت میان جهان واقعیت با جهان سینمایی را میتوان از دو جنبه بررسی کرد که ما به توضیح کامل آن نمی پردازیم.
الف- واقعیت و ساختمان نما : افراد صاحب سبکی در این باره نظر داده اند از جمله: یوری لوتمن در کتاب ( نشانه شناسی و زیبایی شناسی سینما ) ، آندریاس فی نینگر در کتاب ( اصول کادر بندی در عکاسی ) ، رالف استیونسن و .ر.دبری در کتاب ( هنر سینما ) ، شهید آوینی در کتاب ( آینه جادو ) و یا آلن کیسبی در کتاب ( درک فیلم ) که می گوید : وقایعی که درون این فضا ( قاب تصویر ) روی می دهند اهمیتی دارند که وقایع فضای نا محصور ندارند.
ب-واقعیت و مونتا ژ: درباره ی اهمیت مونتاژ یا تدوین در سینما سخنهای بسیاری گفته اند تا آنجا که پودوفکین می گوید : ( مونتاژپایه ی هنر سینما است ) وی در کتاب ( فن سینما ) می نویسد : ( شالوده ی هنر سینما تدوین است.)
شهید آوینی در یکی از مقالات سینمایی خود تحت عنوان ( مونتاژ به مثابه معماری سینما ) در این باب مینویسد : ( مونتاژ قبل از آنکه یک ضرورت تکنیکی باشد ، ارزش گذاری است ارزش گذاری اشیا و اشخاص و حالات در جریان وقایع و حوادث سینمایی.)
لوییس جانتی در کتاب ( شناخت سینما ) ، مرحوم هوشنگ طاهری در ترجمه ی کتاب ( تاریخ سینمای هنری ) نوشته ی اولریش گرگور و اونوپاتالاس ، دکتر محمد مدد پور در کتاب ( سیر و سلوک در سینما) و ... درسهای زیادی در این باره داده اند.
( این چکیده ی یک فصل از سه باب کتاب محمد صدری بود که به نظر من اگر حوصله ی خواندن و تامل کردن روی آنچه که خواندی رو داری این کتاب رو بخون)

زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست
هرکسی نغمه ی خود خواند و از صحنه رود
صحنه پیوسته به جاست
خرم آ ن نغمه که مردم بسپارند به یاد
خوش به حال اونیکه توسال 86 نغمه ی خوش به جا گذاشته.
سال 1387 مبارک.
خوب شروع کنید تا خوب بمانید و هنر را زنده بدارید...
تو سال جدید میخوام یه تصمیمی بگیرم.باید کمکم کنید.می خوام طلسم فیلم نساختن رو بشکونم.می خوام فیلمنامه هایی که تو کشو انبار کردم رو بیارم بیرون.می خوام فیلم بسازم.سال 86 خیلی بد بود.فکر کنم طلسمم کرده بودن.اصلآ نساختم.همه چی نیمه کاره موند.بعد از نفس سفید که ساختم و... شد!! فقط تو چند تا از فیلمای بچه ها یا بازیگر بودم یا منشی صحنه یا هم آخر تیتراژ نوشته شد : با تشکر از پرستو زواری...
آخه زشته دختر یه کم به خودت بیا.بسه تنبلی.حالا خوبه تمام دوستات تو کارشون بهترین هستن لااقل یه کم به اونا نگاه کن به صبا و زهره که امسال این همه جایزه گرفتن (که ایشالا بیشتر بگیرن) به بچه های کلاس.لااقل از استاد خجالت بکش.خجالتم خوب چیزیه بخدا.من شروع می کنم ولی شما هم کمکم کنید و اگه باز پشت گوش انداختم تروخدا دعوام کنید شاید به خودم بیام.![]()

با انتقاد با دل خون از
کرج تئاتر کرج
بابا این کرج یه موقعی تو هنر یه استانی بود واسه
خودش.میزبان چه جشنواره هایی بود با همون
سالن های اندکش.چه بازیگرهایی... چه
کارگردانهایی... چه
نویسنده هایی...اما حالا...
زیاد به عقب بر نمی گردم.از سه سال پیش
شروع میکنم.
کرج شهریور ماه ۱۳۸۳ دومین جشنواره استانی تئاتر بسیج
کرج آذر ماه ۱۳۸۳ نهمین جشنواره تئاتر استان تهران
کرج بهمن ماه ۱۳۸۳ پنجمین جشنواره استانی تئاتر دفاع مقدس
کرج شهریور ماه ۱۳۸۴ سومین جشنواره استانی تئاتر بسیج
چرا؟چون بودجه نداریم.
چرا؟چون کارگردانانمان کارهایشان را به جشنواره های تهران
میفرستند.
دیگه حتی مثل قدیم اجرای عموم هم نداریم چون
انقدر کارگردانانمون سرگرم فرستادن کارهاشون به
جشنواره های شهرهای دیگه هستند که حتی فکر
اجرای عموم تو کرج رو هم نمیکنند.شاید هم به
خاطر اینکه فقط ۲ الی ۳ سالن توی
بزگترین شهرستان ایران
داریم .
ولی اگه بخوان میتونن تئاتر شهرشونو
گردگیری کنن...
علی کوچکی کجایی؟ امین آبان کجایی؟علی امیر
کمالی کجایی؟کوروش خزایی محمد عسگری پژمان
بازرگان سادیاری ها کجایید؟چیترا نادری کجایی؟
تئاتر کرج با نفس شما جان گرفت بی جانش نکنید...